تبليغاتX
شلمچه سرزمين عشق وايثار - معاویه را بشناسیم1

 

 

پدر معاویه(لعن)

ابوسفيان دشمن شماره يك پيغمبر(ص)ومحرك اصلي قريش درقيام واقدام درمقابل وي وپيشاهنگ نيروهاي منحرف ازحق وفرمانده جنگ هاي بدرواحد واحزاب وسايرحوادث ووقايع بزرگ وكوچك درآغاز پيدايش اسلام به شمارمي آيد.

شايد بتوان گفت ميزان جرايم وجنايات اين پدردرمقام سنجش كم ازتبهكاري ها وجنايات فرزندش معاويه نبوده،درپشت پازدن به حق ودشمني بافضيلت وارتكاب انواع خلاف ونيرنگ ودسيسه وفتنه گويي دست كمي ازفرزند خود نداشته است.

ابوسفيان بنيان گذارعداوت ودشمني با پيغمبر اسلام(ص)ويگانه سدمحكم واستواردر راه پيشرفت مقاصد عاليه ومباني اصلاحي آن مردبزرگ بودودرحقيقت پي ريزي هرگونه فسادوخرابكاري ومخالفت باپيغمبراكرم(ص)درصدراسلام وبلكه تاروزفتح مكه وشكست قطعي ومسلمان شدن صوري اش بدستوري انجام شد ونتيجه كوشش وكار شكني ودسيسه هاي او بود.

براي توضيح اين مطلب بايددرنظرداشت كه درپيرامون انواع آزاروسخريه واستهزاء و تهديدهايي كه بوسيله اشخاص مختلف از آغاز دعوت پيغمبراكرم(ص)نسبت به او وبه عمل مي آمد وسرزنش وتحقيرهائي كه آشكارا ونهاني درباره او روا مي شد داستانها ومطالب گوناگون نقل شده به دست ما رسيده است كه هر يك به تنهايي حاكي از وجود يك نوع غبار تيره ودر هم فشرده جهل وفساد اخلاق ودوري از خصال انساني درآسمان جامعه آن روز عربستان عموما ومكه وقبيله قريش بخصوص بوده كه در حقيقت مقياس دقيقي از انحطاط وسقوط اخلاقي آن جماعت گمراه به شمار مي آمده است.

ابوسفيان ازآغازبعثت پيغمبراسلام(ص)تاروزي كه شهرمكه به دست وي سقوط كرد،وشكست مخالفين وپيروزي مسلمانان قطعي شد،آنچه توانست ودر قدرت داشت درراه مبارزه با      پيغمبر(ص)كوشش كرده ازپاي ننشست.وازكارشكني وتوطئه وتخريب كوتاهي ننمود.بدين معني كه درسال دوم هجرت با وجود كراهتي كه ازناحيه بعضي ازسران قريش ابرازمي شد ابوسفيان اسباب ووسايل جنگ بدر را فراهم آورد،ودر تهيه ساز وبرگ آن،وجمع افراد جنگجو سعي فراوان نمود.

وچون سرانجام جنگ مزبور به سود پيغمبر(ص)تمام شدوازطرفي بسياري از خويشان وعموزادگان وحتي پسرش حنظله درآن جنگ كشته شدندبي نهايت خشمگين گرديدوپيوسته درتكاپو وتلاش بودكه هرطورشده دروقعه ديگر،انتقام خويش را ازپيغمبر(ص)بازگيرد تاآنجا كه به رسم آن روزباخودعهدبست تن خويش را ازجنايت نشويد مگرآنكه باپيغمبر(ص)دست وپنجه نرم كرده وي رانابود سازد(1).

پدرمعاويه،ابوسفيان صخربن حرب بن اميه بن عبدشمس،مادرش،هنددخترعتبه بن ربيعه بن عبدشمس مي باشد.هندمادرمعاويه،نخستين بار بافاكه فرزندمغيره،از طايفه بني مخزوم،ازدواج كرد.اين مرد درسرزمين غميصاءكشته شد.بعدازمرگ فاكه،هندباحفص،پسرديگرمغيره ازدواج نمودوپس ازچندي اونيزمرد؛هندبراي آخرين بار به همسري ابوسفيان درآمد.

پاره اي ازمتون تاريخي،داستان اين ازدواج رابا تفصيل بيشترچنين آورده اند كه:فاكه نخستين شوهرهند،همسرخودرابه زناآلوده مي دانست.ازاين رو از وي جدائي گزيده بود،زيرانميخواست باراين ننگ رابردوش كشد.ديگرمورخين معتقدندكه اساسا هند،درمكه به تمايلات نامشروع وزنا شهرت داشت.

امادرباره ازدواج هندبا ابوسفيان نوشته اندكه:مسافربن عمرويكي از افرادبني اميه سخت دلباخته هندبود.تا آنجاكه داستان روابط آنهادركوي وبرزن برسر زبانها افتاد.هند ازوي بارگرفت.هنگامي كه بارداري اش آشكار شد واينكه نزديك بودظاهرگردد،مسافربن عمروازمكه فراركرده،نزدنعمان بن منذرپادشاه مشهور عرب حيره رفت،تا ازوي دركارخودكمك بخواهد.درغياب اوبود كه ابوسفيان با هند ازدواج كرد.

هشام بن محمدكلبي،نسب شناس مشهور،در كتاب«مثالب»واصمعي،اديب ونام آور مشهورعرب،گفته اند:معاويه در دوران جاهليت به چهارنفر منسوب مي شد كه عبارت بودند از:1-عماره بن وليد از بني مخزوم-2-مسافربن عمرو ازبني اميه-3-ابوسفيان از بني اميه-4-عباس بن عبدالمطلب ازبني هاشم.

اينان همگي باهمديگردوست بوده ونيزهركدام به ارتباط نامشروع باهندشهرت داشتند.

پس ازچندي ابوسفيان به حيره مسافرت كرده ودر آنجا دوست ديرين خودمسافر بن عمرو راملاقات نمود.

مسافر دراين زمان ازعشق شديدوهجران هند گرفتار رنج ومرض شده بود. پس از مدتي صحبت وپرسش ازاحوال مردم مكه،گفتگو به اينجا كشيده شدكه ابوسفيان به اوگفت:من بعدازمسافرت وفرارتو،باهندازدواج كردم.اين گفتگوچنان پتگي گران برسرمسافربن عمرو فرودآمدوبه دنبال اين ملاقات بيماري اش شدت يافت وعاقبت چون معالجت سودي نبخشيد،مرضش چنان شدت گرفت كه عمراورا پايان بخشيد.زمخشري،مفسرودانشمندنامي،دركتابربيع الابرارآن چهارتن راكه معاويه بديشان منسوب بودچنين معرفي مي كند:مسافربن عمرو،عماره بن وليد،عباس بن عبد المطلب وبالاخره صباح،غلام آوازه خوان عماره(2).


                                                                                         

1-سيره ابن هشام:ج2ص44.

2-المحبر: ص438- طبقات ابن سعد:ج8/235- العقدالفريدج6/87- 86- الغاني:ج9/55-53-ربيع الابرار:ج3ص551باب القرابات والانساب.طمنشورات الشريف الرضي/تذكره الخواص لسبط ابن الجوزي:ص184طموسسه اهل بيت بيروت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:15  توسط محسن الله وردی زاده  | 

example: Oneline users :